|
مدیریت، طلای پنهان راهکارهایی برای رهبری استعدادهای مدیریتی
| ||
|
سلام بر دوستان گرامی مدتی است که بعنوان ارزیاب مدیران در مرکز توسعه مدیران شرکت ملی نفت، قراردادی با شرکت مزبور منعقد کردم. البته در پستهای قبلی بیان کردم که با شرکت نفت همکاری می کنم اما نوع همکاری بنده کمی متفاوت شده است. برای مدت کوتاهی است که درگیر تهیه شاخص های سنجش شایستگی ها در تمارین نوشتاری هستم. یکی از تمرین های بسیار خوبی که در این مرکز، استفاده می شود، مورد کاوی است که طی آن، هر یک از مدیران، موظف هستند، یک قضیه موردی مرتبط با حوزه شغلی خود را تحلیل، ریشه یابی و ارایه راهکار دهند. حال سوال اینجاست که به واقع، چگونه می توانیم این تحلیل را تصحیح و بطور مناسبتر بگوییم، بسنجیم. برای این کار، تعدادی شاخص برای سنجش هر یک از شایستگی ها طراحی کردیم اما به نظرم باز هم برای تصحیح آنها مشکل داریم. البته مجموعه نفت، توانمندیهای بسیار خوبی در حوزه ارزیابی مدیران دارد اما از عزیزانی که همیشه به بنده لطف دارند، باز هم مثل دفعات قبل، نظرات و مشاورت های خود را به بنده اهدا نمایند. از دوستانی که بابت موضوعاتی که از قبل مطرح کردم و پاسخ بنده را دادند نیز تشکر می کنم. باشد که این وبلاگ ناچیز، همکاری مساعدی را میان مخاطبین گمنام، ایجاد نماید. منتظر نظرات و مشاورتهای ارزشمند شما هستم. [ 91/02/20 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
دو
خلبان نابینا
که هر دو
عینکهای تیره
به چشم داشتند،
در کنار سایر
خدمه پرواز به
سمت هواپیما
آمدند، در حالی
که یکی از
آنها عصایی
سفید در دست
داشت و دیگری
به کمک یک سگ
راهنما حرکت
میکرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پساز معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همین حال، زمزمههای توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده میشد چرا که میدیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، میرود. هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و چرخهای آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد. در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت: «یکی از همین روزها بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن میکنند و اونوقت کار همهمون تمومه!»... در این لحظه شما پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه مدیریت دولتی در ایران آشنا شدهاید... [ 91/02/17 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
در این بخش، به
درخواست یکی از دوستانی که لطف دارند و به وبلاگ بنده افتخار می دهند، لیست مختصری
از ابزارهای رایج در کانون های ارزیابی و توسعه را قرار می دهم.
یکی از کارکردهای مهم کانونهای ارزیابی سنجش رفتار افراد می باشد. بسیاری از ویژگیهای شخصیتی و دانشی افراد در رفتار افراد نمود پیدا می کند. برای سنجش رفتار افراد، موقعیتهای واقعی شبیه سازی شده و شخص در محیط شبیه سازی شده واقعی قرار میگیرد و رفتارهای او مورد ارزیابی قرار میگیرد. برای سنجش رفتار افراد می توان از ابزارهای زیر استفاده نمود:
کارتابل/ کازیه تمرین های کازیه ای یکی از شناخته شده ترین نوع تمرین های نوشتاری هستند. در این تمرین از شرکت کننده می خواهند مطالبی را که فرد شغل مورد نظر با آنها مواجه می شود، بررسی کند. این مطالب شامل نامه های اداری، یادداشت ها، گزارش ها و غیره می شود، وظیفه شرکت کننده مرور این مطالب، تعیین اولویت ها، تصمیم در مورد ارجاع و چگونگی واکنش به آن ها با نگارش نامه، یادداشت، تعیین جلسه، تلفن و غیره می باشد. زمان و اندازه تمرین های کازیه ای در کانون های ارزیابی متفاوت است. تعداد مطالب تمرین های کازیه ای بین 10 تا 40 مورد است و یک تا 3 ساعت به طول می انجامد. اندازه و نوع مطالب تمرین های کازیه ای نیز متاثر از نیازهای شغل مورد نظر می باشد. تمرین های کازیه ای می تواند شامل تعداد زیادی مسائل ساده یا شمار کمی مسایل پیچیده و دشوار باشد. تمرین تحلیلی- مطالعه موردی[1] شرکت کننده در تمرین مطالعه موردی باید اطلاعاتی را که به صورت متن یا اعداد به وی داده شده است، مرور کند و براساس آنها به نتایجی منطقی دست یابد. محتوا و زمان این تمرین نیز بازتاب نیازهای شغل مورد نظر می باشد. شرکت کنندگان دو یا سه صفحه اطلاعات دریافت می کنند که در آن نمودار و جدول هایی- با توجه به نوع شغل- آمده است. یک تا دو ساعت به شرکت کننده وقت می دهند تا اطلاعات را تحلیل و گزارشی در مورد آن بنویسد. این تمرین ها مهارت های تحلیلی شرکت کننده- مثل حل مسئله و تصمیم گیری- را نشان می دهند. این تمرین ها همچنین شاخص خوبی برای مهارت های نوشتاری و توانایی سازمان دهی و ساختار بندی کارها هستند. می توان مطالعه موردی را به بحث گروهی و یا ارائه شفاهی پیوند زد. از جمله شایستگی هایی که می توان در این تمرین ارزیابی کرد عبارتند از: ویژگی های فردی و شخصیتی، مهارت های ادراکی، مدیریت اجرایی، مهارت های ارتباطی، مهارت های حرفه ای بانک وتصمیم گیری. تمرین برنامه ریزی[2] در تمرین برنامه ریزی، شرکت کننده برای استفاده موثر از فعالیت ها و منابع برنامه ریزی می کند. به عنوان مثال، سر کارگر باید کارهایش را برای عملیات های یک شیفت زمان بندی کند. با بیان برخی محدودیت ها، از جمله برخی مهلت های زمانی، اغلب پاسخ های محدودی برای زمان بندی وجود دارد و می توان پاسخ پیشنهادی شرکت کننده را با پاسخ الگو مقایسه کرد. هدف اصلی چنین تمرینی امکان ارزیابی توان تحلیل، تصمیم گیری و برنامه ریزی و سازمان دهی شرکت کننده می باشد. بدفورد[3] (1987) نمونه ای خاص از این تمرین را مطرح کرده و می گوید چگونه آکادمی پلیس ایالتی اونتاریو در حین شبیه سازی تعقیب و گریز، از شرکت کنندگان پرسش هایی می کند و پاسخ های آنان را ثبت و به آن ها امتیاز می دهد. از جمله شایستگی هایی که می توان در این تمرین ارزیابی کرد، عبارتند از: ویژگی های فردی و شخصیتی، مدیریت اجرایی، مهارت های حرفه ای بانک و تصمیم گیری. تمرین بحث گروهی[4]بطور معمول مديران بدلايل و عناوين متفاوتي در يک گروه با يکديگر کار مي کنند. ابزار کار گروهي نيز که براساس شبيه سازي شرايط کاري است به تبعيت از آن شکل هاي گوناگوني گرفته است. شوراي مديران، هيئت مديره و جلسه بررسي موضوع هاي پيش رو از جمله شرايطي است که مديران با آن مواجهند. براي هريک از این شرايط نوع خاصي از کار گروهي با محتواي متفاوت طراحي شده است. این تمرین با دو عامل اصلی طبقه بندی می شوند. اولین عامل نوع یا هدف جلسه است که با موقعیت همکاری یا رقابتی تعریف می شود. به طور معمول، بحث گروهی همکارانه به صورت حل مساله است و شرکت کنندگان باید مجموعه ای از اطلاعات را تحلیل کرده و در زمان مقرر برای موضوع پیشنهادهای عملی بدهند. چنین تمرین های را بحث گروهی بدون تعیین نقش افراد می دانند، چون تمام شرکت کنندگان اطلاعات مشابهی دارند و کسی نقش از پیش تعیین شده ای ندارد. تمرین ایفای نقش[5]اين مذاكره و گفتگويي بين دونفر از مدیران یک شرکت یا نماينده يك شركت با شركت و سازمان ديگر ميباشد. در طی این مرحله يك Case به افراد ارزيابي شونده داده ميشود كه بايد پس از مطالعه در زمان مقرر در قالب نقشی که در Case برای آنها معین شده است ایفای نقش نمایند و در مورد Case بحث و گفتگو كنند. در حین گفتگو مهارتهای بین فردی و رفتارهای فرد مشاهده گردیده و مورد ارزیابی قرار می گیرد. اين گفتگو در طول زمان معین بايد انجام شود و حتيالامكان در مواردي به توافق دست یابند . زمان مورد نیاز برای این تمرین 5دقیقه برای مطالعه - 15 دقیقه برای مباحثه است. روش کار: ابتدا مورد مربوطه را به ایفاگران نقش داده و به مدت 5 دقیقه فرصت دارند تا مورد یا قضیه مربوطه را مورد مطالعه قرار دهند. پس از آن دو نفر به مدت 15 دقیقه فرصت دارند تا در مورد موضوعات مربوط به مورد، مباحثه و مذاکره کنند. نمونه شایستگی های ارزیابی شده: حل تعارض، متقاعد سازی، انطباق پذیری، قضاوت، ویژگی های فردی و شخصیتی، مهارت های ادراکی، مدیریت اجرایی، مهارت های ارتباطی و تصمیم گیری. [ 91/02/13 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
سلام خدمت تمامی دوستان گرامی
مدت کوتاهی است که در قالب یک تیم حرفه ای، در حال طراحی فرایند ارزیابی شهرداران 123 ناحیه شهرداری تهران هستیم. این فرایند مدت کوتاهی است که آغاز شده و تا بخش های خوبی نیز رسیده است البته مدل شایستگی های شهرداران و محل ارزیابی نیز نهایی شده که بنظرم در حد قابل قبولی این مهم اتفاق افتاده است. هم اکنون، چند تیم تخصصی در حال طراحی ابزارهای ارزیابی شایستگی ها می باشند که مقرر شد کار جدید و معتبری را پیش بگیریم. البته چندین ابزار مطرح شده و می شه گفت نطفه این کار شکل گرفته است. همچنین لازم است ارزیابان خاص برای پروژه شهرداری نیز تربیت کنیم که این کار هم در حال طراحی و اجرا می باشد. باید یادآور بشم که تمام شایستگی ها رو نمیتوان با شبیه سازیها مثل بازیهای مدیریتی و یا بحث گروهی، ارزیابی کرد چون برخی از شایستگی ها از جنش شناختی هستن و ابزار سنجش خودشو میخاد مثلا آزمون استنباط یا تحلیلی. برخی شایستگی ها، هم از نوع رفتاری هستند که با شبیه سازیها، میشه تا حدی سنجید مثل ارتباطات. متاسفانه و یا خوشبختانه، بعضی از شایستگی های شهرداران تهران، از جنس مهارتی و دانشی است که واقعا در سنجش آنها، با مشکل روبرو هستیم. اما بهرحال از دوستانی که در مرحله طراحی ابزارهای ارزیابی، تجربیاتی دارند، درخواست همکاری داریم و بابت این همکاری نیز، مبلغ ناچیزی بابت همکاری شما، پرداخت خواهد شد. لذا از تمامی بزرگوارانی که تمایل به همکاری دارند، تقاضا داریم با ما تماس بگیرند. موفق و منصور باشید. ------------------------------ مطلبی که یکی از عزیزان بزرگوار، به عنوان نظر به بنده ابراز داشتند و بسیار ارزشمند را عینا در این پست قرار می دهم. با تشکر و آرزوی سلامتی برای این دوست عزیزم: با سلام و عرض تبریک به مناسبت سال جدید
دوست عزیز در ارتباط با موضوع مطرح شده باید بگویم که متاسفانه نطفه Assessment Center در کشورمان بد شکل گرفته است. برای نمونه : 1-نام فارسی و معادل با واژه انگلیسی " مرکز سنجش " است که به غلط مرکز ارزیابی گفته می شود. سنجش تعریف دقیقی دارد : یعنی یک تحلیل جامع و چند وجهی از عملکرد. 2-بیشتر پرسشنامه ها و آزمون های طراحی شده از اعتبار کافی برخوردار نیستند و بنابراین نمرات به دست آمده از آنها نیز قابل تفسیر صحیح نیست. اندکی از سازمان ها نیز که به این مساله پی برده اند تلاش دارند که پرسشنامه ها و آزمون های مورد استفاده را استاندارد نمایند؛ اما به شیوه ای قدیمی و تقریباً منسوخ شده. 3-نمرات به دست آمده برای افراد با یکدیگر قابل مقایسه نیست و هر گونه تلاش برای مقایسه پذیر نمودن آنها به تفسیرهای گمراه کننده ای منجر خواهد شد. این مساله به این دلیل رخ می دهد که مقیاس اندازه گیری خصیصه های روان شناختی باید " مقیاس فاصله ای " داشته باشند. 4-پیش از یکپارچه سازی نمرات توسط ارزیابان مرکز باید پایایی نتایج به دست آمده از طریق شیوه های اندازه گیری مورد بررسی دقیق قرار گیرد که این امر نیز در ایران تقریباً انجام نمی شود. 5- مرکز سنجش همانطور که از نام آن پیداست ریشه در علم سنجش و اندازه گیری دارد. بنابراین در مرکز سنجش باید از متخصصین این رشته نیز کمک گرفته شود؛ اما در مراکز سنجش مدیران در کشورمان کمتر از متخصصین این رشته استفاده می شود. با آرزوی موفقیت ابراهیم علیزاده دانشجوی دکتری سنجش و اندازه گیری دانشگاه علامه طباطبایی [ 91/01/19 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
سلام بر دوستان عزیزم مدتی است که در کنار فعالیتهایی که در حوزه ارزیابی مدیران دارم، در زمینه تهیه گزارش بازخورد توسعه ای در شرکت ملی نفت نیز مشغول می باشم. در این مدت، سبک های متفاوتی از نظر ساختاری و محتوایی، در مورد فیدبکها را بررسی کردیم. در این بررسی ها، بسیاری از نظرات حذف و یا اضافه شد تا اینکه به یک توافق نسبی در مورد ساختار و محتوای آن رسیدیم. همانطور که می دانید، مراکز ارزیابی، عمدتا بدنبال بررسی شایستیگی های مدیریتی افراد می باشد تا وضعیت افراد را در هر یک از شایستگی های مشخص شده، مورد بررسی قرار گیرد تا بر اساس آن بتوانیم برنامه توسعه فردی به ارزیابی شوندگان ارایه دهیم. در گزارش شرکت نفت، که یکی از بهترین سبک های گزارش نویسی می باشد، وضعیت فرد را در سه گروه شایستگی عمده می سنجد (از بیان کامل اطلاعات معذورم). بر اساس این وضعیت نیز، نتایج جمع بندی را با ارایه نظرات ارزیابان، مکتوب می نماییم و وضعیت عملکردی افراد را نیز به پیوست نتایج مرکز ارزیابی مرتبط می سازیم. بنده به عنوان عضو بسیار کوچک تیم، در حال تهیه بخش جمع بندی گزارشات بازخور می باشم که کاری بس دشوار و سنگین می باشد. در این گزارشات، علاوه بر ارایه وضیعت رفتاری فرد با توجه به نقاط قوت و قابل بهبود فرد، وضعیت فرد را جهت توسعه، ارتقا یا انتصاب ایشان، بیان می گردد. بعبارتی بسیاری از انتصابات و ارتقای شغلی در نفت، بر اساس نتایج مرکز ارزیابی صورت عملیاتی خواهد گرفت که به نوبه خود، اهمیت این گزارش را دو چندان می کند. مسئله بنده اینجاست که شدیدا بدنبال نحوه ارایه بازخورد به افراد هستم. این کار، از ابعاد روانشناسانه و رفتاری، بسیار حائز اهمیت می باشد. برای این کار مدتهای زیادی را به جستجو و مطالعه پرداختم اما واقعا رضایت ندارم. از تمامی دوستانی که در زمینه ارایه گزارش بازخورد به افراد فعالیت دارند تقاضا دارم تا تجربیات و دانش خود را به بنده نیز منتقل نمایند. امیدوارم کسی باشد که این مطلب را بخواند و پاسخ دهد. آرزوی توفیق و سلامتی برای همه عزیزان [ 91/01/13 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را نوروز ۹۱ بر شما مبارک . . . [ 90/12/23 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
خبر فوری: با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز مجموعه ای فعال در حوزه مشاوره مدیریت در حال تکمیل کادر متخصص خود در حوزه های مختلف می باشد که به شرح زیر می باشد: 1- کارشناس مسئول ارتباطات و فروش 2- کارشناس تحقیق و توسعه 3- کارشناس ارشد علاقه مند به پژوهش در حوزه مشاوره مدیریت 4- مدیر اداره نشریات 5- کارشناس علاقه مند به امور اجرایی 6- کارشناس مدیریت فناوری اطلاعات یا مهندسی صنایع تحلیل سیستم علاقه مند به کسب و کار الکترونیک 7- مدیر دفتر ارزیابی و تحلیل صنعت و اقتصاد از دوستانی که تمایل به همکاری تمام وقت دارند، مشخصات فردی خود را به همراه تجارب مرتبط، به ایمیل بنده ارسال نمایید تا در بانک اطلاعات متقاضیان همکاری قرار دهم. قابل ذکر است که بنده تنها رزومه شما را به بانک اطلاعاتی ارسال می کنم و تایید اولیه جهت انجام فرایندهای گزینشی به عهده اینجانب نمی باشد. موفق و پیروز باشید. jamshidi5668@gmail.com فرصت ارسال جمعه 19 اسفند 90 [ 90/12/14 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
سلام دوستان عزیز به نظر شما یک نماینده مجلس چه شایستگی هایی باید داشته باشد؟ نظرات خود را بفرمایید تا در وبلاگم قرار دهم. لطفا مشارکت نمایید. با سپاس فراوان ---------------------------------- مصطفی نظری: مردم دار-خدمت گذار - صادق - شجاعت - دیدگاه استراتژیک - قانون محوری - کلان نگری - میهن پرستی - مشارکت طلب - دیدگاه انتقادی - ارتباطات. [ 90/12/06 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
سلام دوباره میخام داستان دوستی رو بنویسم که مطمئنم این نوشترو میخونه و امیدوارم که خجالت بکشه. حدود سه سال پیش یه دوستی داشتم که خیلی خیلی باهم صمیمی بودیم. همه جوره تفکرمون، کارهامون و درسهامون هم جهت بود. فقط اینکه چهار سال بزرگتر از من بود و سال بالایی بنده بود. سه سال از دوستی مون گذشت تا اینکه یه روز به من زنگ زد گفت حمزه جان، می خوام کاندیدای نمایندگی مجلس بشم! تعجب کردم از این حرفش. ما سالها در مورد وضعیت حکمرانی و روند سیاست ایران توافق نظر داشتیم و تو خیلی از سمینارها و سخنرانی ها شرکت می کردیم و نظراتمون رو می دادیم. البته اون خیلی تند تر از من بود که باز هم افکار سازنده ای داشت. بگذریم سه هفته پیش رفتم پیش مادرش یه سر بزنم که ببینم کلیه هاش بهتر شده یا نه. گفتم حاج خانم، چه خبر از رضا؟ یه دفعه سرشو انداخت پایین و سکوت کرد. زنگ زدم به رضا و گفتم میخام بیام پیشت. طوری جواب داد که اینگار دانشجو کارشناسی شم و میخام ازش نمره بگیرم. گفت بیا ستاد انتخاباتیم! رفتیم ستاد دکتر رضای عزیز. اوه اوه چه شلوغ بود. هاج و واج موندم. آدمهایی بودن اونجا که از همه نظر متفاوت بودیم و اکثرا رو میشناختم. دیدم رضا روبروی من، روی صندلی نشسته و داره با یکی حرف می زنه منو دید اما اینگار نه اینگار دوست صمیمی چندسال اخیرشو دیده. گفتم شاید بنده خدا سرش شلوغه. یهویی دیدم موبایلشو برداشته و داره اس ام اس می نویسه. بعععععله. به بنده مسیج داد و دقیقا متن مسیجشو می نویسم که همون پایان رفاقت من با اون بود: " حمزه جان، اینجا نباشی بهتره. اگه بفهمن با تو هنوز دوستم برام بد میشه. شرمندتم برادر. بوس بوس بوس" چی بگم؟ داستان از این قراره که این دکتر رضای ما و بنده، بسیار بسیار به وضعیت کنونی منتقد بودیم و این نظراتمونو همیشه مطرح می کردیم تا جاییکه همه مارو میشناختن و .... شنیدم که میخاد کاندیدا بشه و لازمش اینه که به همه نشون بده برگشته و دیگه حافظ وضع موجوده. بگذرم رضا جان، اسمتو نمیارم چون میدونم برات بد میشه و منم فقط اینجا می نویسم که یه ذره مغزی که برات مونده رو بکار بندازی که بابا، وقتی به چیزی که اعتقاد نداری نرو دنبالش. واقعن صندلی قدرت این قدر ارزشمندتر از تفکرات و عقایدته؟ کجا بود اون حرفها و بحث هایی که می کردیم. واقعا از ته قلبم برات متاسفم. متوجه شدم که رفتنت به مجلس، بالای 90 درصده و از الان فتح صندلی قدرت رو به تو و تمام دوستان مزخرف دوروبرت تبریک می گم. ولی اینو یادت باشه درسته که خدمت به کشور مهمتره اما روش خدمت و مسیری که میخای درست کنی، هم مهمه و لذا با این جاده ای که ساخته شده نرو. ظاهرا تفکر عقلانیت ابزاری وبر، واقعا مصداقش رو تو وجود داره. رضا جان، میدونی که دکتر الوانی، سال 88 تو کلاسش مباحث مربوط به عقلانیت جوهری، مصلحت عامه، دموکراسی ناب، خدمت محوری و ... رو به تو یاد داده. ظاهرا دکتر شدی که بری قدرت کسب کنی! اگه واقعا قدرت میخای، مبارکته اما یادت باشه، این قدرت فقط فرمایشی است و بس! جاده بساز رضا جون امیدوارم برگردی! [ 90/12/02 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
سلام بر همه عزیزان شاید این نوشته، برای من گرون تموم بشه اما دیگه نتونستم تو دلم نگه دارم! امروزه متاسفانه تو دنیای سیاست در خاورمیانه و در یکی از کشورهای متمدن و ثروتمند از لحاظ مادی و معنوی، رسم شده، حزبی که تا 95 درصد تشابهات ایدئولوژی دارند، شدند رقیب هم آنهم در سطح ملی! مگه اینطوری میشه گفت رقابت؟ یا می شه گفت انتخابات؟ بدجور دارند بازاریابی سیاسی می کنند تا تنور داغ بمونه. کلی هزینه می کنند تا دموکراسی نابی که "دنهارت" مطرح کرد را ایجاد کنند. تو این دموکراسی، مشارکت همگان مطرح میشه اما اینجا می خواهند مشارکت زورکی رو تحمیل کنند که بنظرم خیلی زشته. مگه اینطوری میشه گفت ج م ه و ر ی؟ شاید هم بشه گفت! الان رقابت دولتها برای دریافت کرسی های قانون گذاری نیست، که بخواهند خدمت بی ریایی کرده باشند بلکه جنگ حکمرانان شده تا هر چه قدرتمندتر، ابزارهای قدرت رو کسب کنند، که ظاهرا با سبک های نوین دموکراسی که حتی از عناصر اصلی شکل گیری جمهوری اسلامی بوده، هم جهت نیست. نقش پارو زنی دولتها و حکومت ها ظاهرا تبدیل به ساختن قایق بزرگ خصوصی برای تکنوکراتهای خودی شده! دارند کشتی نوحی می سازند که فقط از موجوداتی که خودشون چینش کردند و می پسندند، سوار کشتی کنند. ظاهرا اتوبوس، مینی بوس و ... دیگه جواب نمیده. بدتر اینکه وقتی کشتی رو ساختند، دوست دارند آب انباشته رو ول کنند که بقیه رو ببره! خدایا دلم برای سیاست ایران واقعا می سوزه. واقعا دل سرد شدم. کاش می تونستم.... مجبورم فقط در عرصه عمل و دانشگاه خدمت کنم که به نظرم خیلی خیلی خیلی کمه. انرژی هام دارن تحلیل میرن! بوی بدی میاد مجبورم ببینم و تو تاریخ زندگیم ثبت کنم!! به امید خدا درست میشه. درست میشه درست میشه [ 90/11/26 ] [ ] [ حمزه جمشیدی کهساری ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||