|
در هر کشوری مبانی توسعه در چهار حوزه تقسیم می شود، سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع. همانطور که میبینید سیاست را اول بیان کردم چون در بسیاری از کشورهای توسعه یافته اول توسعه سیاسی صورت میگیرد بعد مابقی. همین کشورها روزی کشور در حال توسعه بودند مثل کشور ما ایران. آنها برای رسیدن به جامعه ایده ال خودشان مبانی توسعه را تعریف و تدوین کردند. سیاست و توسعه سیاسی زیربنای پیشرفت است. ثبات و همگرایی سیاسی در یک فضای رقابتی سالم می تواند به عنوان محرکی برای رشد در حوزه اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و حتی مذهب باشد. اما متاسفانه ما نه تنها به هیچ کدام از این مبادی توسعه توجهی نداریم بلکه در حال دور شدن از آنها هستیم. بعد از سی سال انقلاب ایدئولوژی در ایران، ما هنوز به آن آرمانهای مردم که در غالب رهبری امام خمینی شکل گرفت، نرسیدیم. مشکل چیست؟ چرا بازهم باید انتظار کشید از چیزی که اصلن نمیدانم آیا به جایی می رسد یا خیر؟ در مدیریت گفته می شود برای انجام هر کاری باید به تئوریها و پارادایم های رایج رجوع کنید و بعد اجرا کنید. تئوری یعنی یه نظریه ای که بارها و بارها مطالعه شده و آزمون سعی و خطا بر روی آن صورت گرفته و قابلیت کاربردی شدن دارد. سوال من؟ تئوری سیاست ایران در دوره های خاتمی و بخصوص احمدی نژاد چیست؟ اگرهم وجود دارد کدام تئوری است؟ شاید شاید بتوانم به عنوان یک میلیونم از جمعیت ایران بتوانم گامی برای پیشرفت کشورم بردارم. به قول پدر بزرگوارم، اول خودتو حرکت بده بعد بقیه رو حرکت بده.
+
توسط حمزه جمشیدی کهساری
|
|