بخش خصوصی باید....

در این پست مقاله دوست عزیزم دکتر اميرحسين خالقي رو قرار می دم که شما هم فیض ببرید. این مقاله در روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسیده است. با ارزوی سلامتی برای این دوست عزیز.


بخش خصوصي بايد …

در جامعه ما در ميان مردم كوچه و بازار (همان بخش خصوصي!) پس از هر بحراني جملات مشابهي شنيده مي‎شود: «دولت بايد نظارت خود را بيشتر كند»، «دولت بايد با وضع قوانين مناسب از چنين رويدادهايي جلوگيري كند»، «دولت بايد حمايت خود از بخش‎هاي ... را افزايش دهد»، دولت بايد سياست‎هاي كلان در بخش … را مشخص كند» و بسياري جمله‎هاي ديگر كه همگي با «دولت بايد» آغاز مي‎شود.

مي‎توان ديد كه در اين گفته‌ها يك مضمون مشترك وجود دارد: تاكيد بر دولت و نقش فراگيري كه بايد بر عهده بگيرد.
اين روزها تنها هواداران راديكال اقتصاد بازار آزاد نيستند كه دولت بزرگ را نقد مي كنند، گويي همگان بر اين باورند كه دولت بزرگ شري مطلق است كه بايد هرچه زودتر از چنگ آن رها شد، ولي كار چندان ساده نيست. دولت تنها در اداره‎ها، قوانين و ديوانسالاران قدرتمند خلاصه نمي‎شود، بلكه دولت در ذهن افراد خانه كرده است و قدرتش را بايد در سازوبرگ ايدئولوژيك آن جستجو كرد. از اين رواست كه افراد حتي هنگامي كه به كاستن از نقش‎هاي دولت هم مي‎پردازند، باز هم از جملاتي با مضمون «دولت بايد…» بهره مي‎گيرند. روشن است كه اين نسخه‎پيچي‎هاي منتقدان چندان با خصوصي‎سازي و دولت‎زدايي كه هوادار آنند سازگار نيست. اين همه چيزي جز بازتوليد گفتمان «دولت حداكثري» نيست؛ آنها به آغوش همان چيزي برمي‎گردند كه مي‎خواستند از آن بگريزند.
اينكه چرا شهروندان در ‎انديشه و سخن خود همواره دولت را بازتوليد مي‎كنند، موضوعي اساسي است كه بايد در جاي خود آن را بررسي كرد، ولي ديدگاه‎هاي ديگري هم هستند كه رويكردي متفاوت را پيش مي‎گيرند؛ يكي از اين ديدگاه‎ها «مسووليت اجتماعي سازمان» (Corporate social responsibility) است كه چشم‎اندازي تازه را براي بررسي و حل مسائل عمومي پيش رو مي‎نهد. به بياني ديگر، از آنجا كه نمي‎توان مسائل را با نگرشي كه آنها را پديد آورده است حل كرد، بايد با نگرشي متفاوت به جست‌وجوي پاسخ پرداخت. اگر پذيرفته‎ايم كه دولت بايد از اندازه حداقلي برخوردار باشد، پس نمي‎توان راهكارهايي را پيش گرفت كه پيامد آن افزايش حضور دولت در همه حوزه‎ها است. پيشنهاد ديدگاه «مسووليت اجتماعي سازمان» جابه‌جا كردن موضوع تاكيدها از دولت به بخش خصوصي است و در آن به راهكارهاي «بخش خصوصي بايد…» پرداخته مي‎شود. در اين ديدگاه تازه بر اين نكته تاكيد مي‎شود كه بخش خصوصي هم بايد راهكارهايي كه مي‎تواند وضعيت اجتماع را بهبود ببخشد دنبال كند. مسووليت اجتماعي سازمان، نشان دادن توانايي‎هاي سازمان در محيطي است كه دولت در آن حضور ندارد، جلب اعتماد شهرونداني است كه بخش خصوصي را نورچشمي‎هاي شبه‎دولتي مي‎دانند و هدف آن را سودآوري بدون حساب‎پس‎دهي (Accountability) مي‎پندارند. به زباني ديگر، مسووليت اجتماعي سازمان، نشان دادن بديلي اميدبخش براي شهرونداني است كه كاستي‎هاي دولت فراگير را مي‎بينند و حس مي‎كنند، ولي جانشيني براي آن نمي‎شناسند. مسووليت‎ اجتماعي سازمان خيال و آرمان نيست، واقعيتي است كه جهان به آن رو كرده است و بايد به آن تن داد. با نگاهي به تجربه جهاني مي‎توان شرايط سازمان‎هاي مسووليت‎پذير را برشمرد؛ سازمان‎هايي كه مي‎توانند سايه سنگين دولت فراگير را كنار بزنند و اعتماد شهروندان را جلب كنند. چنين سازمان‎هايي بايد از ويژگي‎هاي زير برخوردار باشند:
مسووليت اجتماعي را يك عامل اصلي در تصميم‎گيري‎هاي كسب‎وكار بدانند و آن را تنها به بخش روابط عمومي وانگذارند، هزينه‎هاي كلي كار خود بر روي جامعه و محيط را مديريت كنند ، برنامه‎هاي بهبود محيط‎زيست را دنبال كنند و با ديدگاه بوم‎كارايي (EcoEfficiency) به توسعه بينديشند، همكاري با ديگر شركت‎ها و شركاي خود را با دورانديشي و پيش چشم داشتن آثار بلند مدت پيش ببرند، شفافيت (Trancparency) در گزارش‎دهي به ذينفعان را در دستور كار قرار دهند، عمل به قوانين پذيرفته شده در جامعه را جدي بگيرند، سازوكارهاي فسادزدايي و حاكميت شركتي (Corporate Governance) را نهادينه كنند، نيروگزيني و ارتقا در سازمان را بر محور شايستگي پيش ببرند، با كاركنان برخوردي عادلانه داشته باشند و به حقوق انساني آنها بپردازند، محيط سالم و ايمن براي كار افراد فراهم آورند، برنامه‎هاي آگاهي‎افزايي (Awareness Raising Program) براي شهروندان را دنبال كنند، همكاري‎هاي جهاني براي بهبود سياره را دنبال كنند و ياور جامعه خود در توسعه محلي باشند. بايد در كنار تمام راهكارها و نسخه پيچي‌ها براي دولت‌ها كه در ضرورت آن ترديدي نيست، به اين چشم انداز كمترديده هم پرداخت. بايد از اين ديدگاه هم به موضوع نگريست كه براي گريز از سايه فراگير دولت بايد راهكارهايي با مضمون «بخش خصوصي بايد …» هم پيشنهاد شود و اين چيزي است كه در آموزه‎هاي مسووليت اجتماعي سازمان بر آن تاكيد مي‎شود.


*دكتري مديريت دولتي دانشگاه تهران 


برنامه توسعه مدیریت نفت

سلام خدمت همه

حدود چند ماهی هست که درگیر پروژه ارزیابی مدیران شرکت ملی نفت هستم. تقریبا اونجا شده خونه دومم و کلا درگیر اونجام. هفته گذشته جلسه ای با رییس برنامه ریزی مدیران شرکت ملی نفت داشتیم که فرد بسیار نازنین، اجرایی و متعهدی است (آقای  قاسمی). البته صورت جلسه در مورد بازخوردهای کانون بود که در کنارش در این مورد صحبت کردیم. ایشون طرح برنامه ریزی توسعه مدیریت شرکت ملی نفت رو به بنده نیشون داد که خیلی خوشم اومد.

بهرحال کار خوبی رو در نفت دارن انجام میدن تحت عنوان برنامه ریزی توسعه مدیریت. کار خیلی قشنگ و بسیار قوی است که بنظرم برای اجرای این پروژه، یک همت ملی از تمام افراد متخصص می خواد. این کار کاربردیه و می تونه کمک بزرگی به عرصه مدیریت کشور کنه.

بگذریم

شب همان روز با سه تا از مدیران خودرو سازی و هلدینگی دیگه تماس گرفتم و خواستم در این مورد ازشون بپرسم. متوجه شدم این دوستان هم همچنین برنامه ای دارند اما کمی ضعیف تر عمل کردند.

سوالی تو ذهنم شکل گرفته که چرا فقط نفت باید این کارهارو انجام بده؟ واقعا بقیه صنعت ما کجا هستند؟

واقعا لازمه یک مدیریت دانش در سطح فراملی باشه که بتونن تجربیات و دانش خودشونو به همدیگر انتقال بدن. طوریکه دایره ذینفعان خیلی فراتر باشه.

در حال حاضر قراره یه قرارداد مشاوره با مرکز توسعه مدیران شرکت نفت ببندم که شاید کمک بسیار ناچیزی کنم اما فکر کنم بیشتر برای من حالت یادگیرندگی داشته باشه تا اینکه من بتونم دانش علمی و عملی خودمو به این بزرگان انتقال بدم.

از دوستانی که در حوزه توسعه مدیران فعالیت دارند خواهش می کنم به بنده راهنمایی کنند تا بتونم موثرتر خدمت کنم.

منتظرم...


مدیریت در جوامع پیشرفته! و جهان سومی


در جوامع پیشرفته: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می شود.
در جهان سوم: موفقیت مدیر سنجیده نمی شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

در جوامع پیشرفته: مدیران بعضی وقتها استعفا می دهند.
در جهان سوم: عشق به خدمت مانع از استعفا می شود.

در جوامع پیشرفته: افراد از مشاغل پایین شروع می کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
در جهان سوم: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است.

در جوامع پیشرفته: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می­گردند.
در جهان سوم: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می شود.

در جوامع پیشرفته: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
در جهان سوم: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.

در جوامع پیشرفته: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می کنند.
در جهان سوم: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت می کنند.

در جوامع پیشرفته: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می کند و حتی ممکن است محاکمه شود.
در جهان سوم: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می شود و پست مدیریت جدید می گیرد.

در جوامع پیشرفته: مدیران به­صورت مستقل استخدام و برکنار می شوند، ولی به­صورت گروهی و هماهنگ کار می کنند.
در جهان سوم: مدیران به­صورت مستقل و غیرهماهنگ کار می کنند ، ولی به­صورت گروهی استخدام و برکنار می شوند.

در جوامع پیشرفته: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می دهند و با برخی مصاحبه می کنند.
در جهان سوم: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می کنند.

در جوامع پیشرفته: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
در جهان سوم: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناری­شان را می­گیرند.

در جوامع پیشرفته: همه می دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
در جهان سوم: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

در جوامع پیشرفته: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا می­زنید.
در جهان سوم: شما مدیرتان را با دو خط القاب پیشوند، خطاب کتبی می کنید ولی او باز هم به شما وقت ملاقات نمی دهد.

در جوامع پیشرفته: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
در جهان سوم: برای مدیریت، خودی بودن کفایت می کند.


جمله ای از فرانسیس بیکن



سلام

یک جمله ای رو از یک مقاله ای که تو کلاس دکتری با استاد الوانی داشتم رو اینجا میارم که از فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی است.



"The Nature to be commended, must to be obeyed

"برای اینکه طبیعت رو به فرمانبرداری خودت در بیاری، باید از آن اطاعت کنی"



برای اینکه بتونی با همه جور ادم ها کار کنی و ازشون بهره بگیری و مدیریت کنی، سعی کن اونطوری که هستن بپذیریشون و باهاشون کار کنی.


به نقل از استاد الوانی، ما مواج بودن دریا رو پذیرفتیم و ازش اطاعت کردیم و لذا  کشتی هامون رو طوری ساختیم که روی امواج سواری کنن نه اینکه امواج دریا رو تغییر بدیم!


حالا برید تا آخرش که این جمله تو حوزه منابع انسانی و رفتار سازمانی، کجا کاربرد داره.



پند 2



وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن،

چون وقتی که داری سقوط می کنی از کنار همین آدمها رد میشی!