مرگ تنها برند معروف مازنی ها
نساجی مازندران
نساجی مازندران
مرد کره فروش
مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست میکرد و او آنرا به تنها بقالى روستا مى فروخت. آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت و همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى خرید. روزى مرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است.
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو
کره ها را به عنوان یک کیلویی به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:
"راستش ما ترازویی نداریم که کره ها رو وزن کنیم ولی یک کیلو شکر قبلا از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار دادیم."
گزارش اسلیت از وضعیت توریسم در ایران
در مقاله ای تحت عنوان "تعطیلات من در زمان تورم شدید" که در روزنامه "آتلانتیک" منتشر شد، گریم وودز، روزنامه نگار آمریکایی، نقل می کند که چگونه یکی از اصول ابتدایی برای داشتن یک سفر ارزان را اجرا کرده: مسافرت به کشورهایی که روند تورم در آنها افسارگسیخته است. این اصل بسیار ساده به نظر می رسد: در کشوری که ارزش واحد پولی آن روز به روز کاهش می یابد، یک توریست با مقداری دلار پادشاهی می کند و می تواند تعطیلاتی داشته باشد که در جاهای دیگر حتی خوابش را هم نمی بیند.
تنها دو کشور هستند که درحال حاضر از چنین شرایطی برخوردارند: کره شمالی و ایران. با توجه به اینکه کشور اول بسته ترین کشور در جهان است و هیچ فرد خارجی، به جز "دنیس رادمن" قهرمان بسکتبال آمریکا، نمی تواند وارد آن شود، وودز تصمیم گرفته به ایران و به جزیره کیش سفر کند؛ جزیره ای با سواحل زیبا در خلیج فارس که به لحاظ گمرکی یک منطقه آزاد محسوب می شود و ورود به آن حتی برای یک شخص آمریکایی آزاد است و نیازی به ویزا ندارد.
از زمان تشدید تحریم های اقتصادی ازسوی کشورهای غربی علیه این کشور، تورم در ایران که از چند دهه پیش نیز خود به خود بالا بود، به یک سطح باورنکردنی رسیده و در سال ۲۰۱۲ تا حد ۱۱۰ درصد افزایش یافت.
وودز در ایران توانست این فرضیه را به مورد امتحان بگذارد: همه چیز به ریال بسیار گران ولی به دلار بسیار ارزان بود. یک لوح کامپیوتری "آی پد" که به پول رایج این کشور به مبلغ ۹۰۰ دلار به فروش می رسد، به او ۲۰۰ دلار در ازای پرداخت دلار آمریکا پیشنهاد شد و این یعنی قدرت خریدی که چهار برابر می شود.
با اینکه دستور "توریسم در تورم افسارگسیخته" درست از آب درمی آید و جواب می دهد، ولی وودز براین باور است که چنین فایده ای برای یک توریست که دلار خرج می کند، یعنی سوار شدن بر گرده طبقه محروم و متوسط این کشور که به واقع از این مسأله به شدت رنج می برند.
ماکس فیشر از واشنگتن پست نیز به نوبه خود می نویسد که گذراندن تعطیلات در کشوری با تورم لجام گسیخته بی شک بسیار پرمنفعت است، ولی مشکلات اخلاقی عدیده ای را نیز مطرح می کند: "من بارها شنیده ام که می گویند ایران کشوری زیبا و مهمان نواز است، ولی قرار گرفتن در صف اول یک جنگ اقتصادی و سود بردن از رنج و مصیبت مردم یک کشور که از آن جنگ اقتصادی ناشی شده، اصلاً جذاب و قابل توجه نیست."
ازطرف دیگر، فیشر خاطرنشان می سازد که ایرانی هایی که دلار خود را به آنها می دهید، به شدت به آن نیاز دارند و اینکه قیمت ها به دلار بسیار پایین اند، زیرا کسانی که به اسکناس سبز دست می یابند، از آن بسیار سود خواهند برد.
نتیجه اینکه: "اگر جرأت سفر به این کشور را دارید، ایران یک مقصد عالی برای گذراندن تعطیلات است."