بوی تعفن! سیاست در ایران
شاید این نوشته، برای من گرون تموم بشه اما دیگه نتونستم تو دلم نگه دارم!
امروزه متاسفانه تو دنیای سیاست در خاورمیانه و در یکی از کشورهای متمدن و ثروتمند از لحاظ مادی و معنوی، رسم شده، حزبی که تا 95 درصد تشابهات ایدئولوژی دارند، شدند رقیب هم آنهم در سطح ملی!
مگه اینطوری میشه گفت رقابت؟ یا می شه گفت انتخابات؟
بدجور دارند بازاریابی سیاسی می کنند تا تنور داغ بمونه. کلی هزینه می کنند تا دموکراسی نابی که "دنهارت" مطرح کرد را ایجاد کنند. تو این دموکراسی، مشارکت همگان مطرح میشه اما اینجا می خواهند مشارکت زورکی رو تحمیل کنند که بنظرم خیلی زشته.
مگه اینطوری میشه گفت ج م ه و ر ی؟
شاید هم بشه گفت!
الان رقابت دولتها برای دریافت کرسی های قانون گذاری نیست، که بخواهند خدمت بی ریایی کرده باشند بلکه جنگ حکمرانان شده تا هر چه قدرتمندتر، ابزارهای قدرت رو کسب کنند، که ظاهرا با سبک های نوین دموکراسی که حتی از عناصر اصلی شکل گیری جمهوری اسلامی بوده، هم جهت نیست.
نقش پارو زنی دولتها و حکومت ها ظاهرا تبدیل به ساختن قایق بزرگ خصوصی برای تکنوکراتهای خودی شده!
دارند کشتی نوحی می سازند که فقط از موجوداتی که خودشون چینش کردند و می پسندند، سوار کشتی کنند. ظاهرا اتوبوس، مینی بوس و ... دیگه جواب نمیده. بدتر اینکه وقتی کشتی رو ساختند، دوست دارند آب انباشته رو ول کنند که بقیه رو ببره!
خدایا دلم برای سیاست ایران واقعا می سوزه. واقعا دل سرد شدم. کاش می تونستم....
مجبورم فقط در عرصه عمل و دانشگاه خدمت کنم که به نظرم خیلی خیلی خیلی کمه. انرژی هام دارن تحلیل میرن!
بوی بدی میاد
مجبورم ببینم و تو تاریخ زندگیم ثبت کنم!!
به امید خدا درست میشه.
درست میشه
درست میشه
خدمت شما دوست گرامی عرض سلام و ادب و احترام دارم و به خاطر گذراندن دقایقی از وقت گرانبهایتان با وبلاگ بنده، کمال تشکر را دارم.